تبليغاتX
سرابی در بیابان
نمی توانم خاموش باشم بسان مردگان در ساحت این جهان.حرفها دارم با شما...

تورو انتخاب کردم اشتباه بود کارم

بگو چرا موندم چون خیلی ساده م؟

دوست داشتم برگردی پیشم بازم

من نمی تونم با تو بمونم گل نازم

حیف اون همه قولی که به هم دادیم

دیگه تو چشام نمی بینی رنگ شادی

دیگه نمیتونم بچشم طعم خنده

ذره ذره دارم آب میشم کیلو چنده عشق؟

آره اصلا من بدم تو برو بهشت

من لیلی بودم تو بودی مجنون

حالا دیگه کارمون رسیده به جنون

فکر نکنی با رفتنت زجه می زنم

بهت قول دادم اگه بری گریه نکنم

آخه دوست ندارم ....

فاصله ما زیاده خیلی بچه ای

خیلی بچه ای

خیلی بچه ای....

با این حرفا می ندازم تو دلت لرزه یی

بزار حرف دلمو بگم خیلی ....

می دونم که تو با من نمی مونی

بدون دیگه نداری برای من ...

ببین زندگی مو داده بودم دست کی

خیال می کنم مردی و بردی همه چی و با خودت به گور

حالا خودت بگو که حق من این بود، پس بدم اینجور تقاص کارای تورو

حالا که خرت از پل گذشت بهم میگی برو؟!!!

منم می رم و میمونی بعد من تنها تو

دیگه باور نمیکنم من حرفاتو

اینو بدون دیگه حساب کار دستمه

هرچی رو دست خوردم ، بسمه

دیگه توهم برو دنبال سرنوشتت

همین تو دفتر خاطراتم دست نوشته

 که نوشته میمونم تا آخر عمر باهات

لعنت به من و تو و سادگی و دروغات

دیگه هیچی برام مهم نیست برو

سر لجبازی هم باشه نمی خوام تورو

+ نوشته شده در  86/09/07ساعت 15:35  توسط تامیا | 
به همین سادگی رفتی !


بی خداحافظ عزیزم ؟!!!


سهم تو شد روز تازه


سهم من اشک که بریزم


به همین سادگی کم شد عمر گل بوته تو دستم ؟!!


گله از تو نیست می دونم


خودم اینو از تو خواستم !


به جون ستاره هامون


تو عزیزتر از چشامی


هر جا هستی خوب و خوش باش


تا ابد بغض صدامی !


تو رو محض لحظه هامون


نشه باورت یه وقتی که دوست ندارم

 

اینوبه خدا گفتم به سختی !


من اگه دوست نداشتم پای غمهات نمی موندم !


واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم !


اگه گفتم برو خوبم


واسه این بود که می دیدم


داری آب میشی   می میری !


اینو از همه شنیدم


دارم از دوریت می میرم


تا کنار من نسوزی


از دلم نمیری عمرم !


تو نفسهامی که هنوزی


تو رو محض خیره هامون


نشه باورت یه وقتی که دوست ندارم

 

اینوبه خدا گفتم به سختی


تو که تنها نمیمونی ! من تنها رو دعا کن ...


خاطراتم رو نگهدار اما دستام رو رها کن


دست تو اول عشقه


بسپورش به آخرین مرد


مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه می کرد !


گریه می کرد !
گریه می کرد !

 

 

 

پینوشت : به خاطر خودم و خودت اینجوری بهتره . تو دیگه تو گذشته نیستی ،

منم اون به اوج رسیده نیستم. من ته پرتگاه توام.

 خدارو شکر که پیغامامو نداری.خدارو شکر که تو مثل من نبودی و نشدی .خدارو شکر که....

فراموشت نمیکنم هرگز اما می خوام فراموشم کنی .این درخواست آخره.  

 

+ نوشته شده در  86/09/05ساعت 22:16  توسط تامیا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ندانستن از دانستن بهتر است
بیا ! بی آنکه بیاندیشیم
زندگی کنیم.

ساعتها و روز را چه می کنی؟
حتی سالها اهمیت ندارند...
تنها
تو را به یاد می آورم که
انسان هستی چون من...

نشناختن از شناختن بهتر است.
یکبار پس از شناختن تو بود که
با تلخی زندگی آشنا شدم
بیا ! این تلخی را با هم بچشیم
و هرگز
به هذیان هایی که در گذشته سر بر شانه ات میگفتم
اعتنا مکن...

مرا به هر کجا که خواستی ببر
که ما هر دو
نه در خوابیم
و نه بیدار
و بهاری دیگر از این در خواهد گذشت
بهاری بدون تو
و من تا آخرین بهار بدون تو و به یادت خواهم گریست
..........

سبز است مرگ
بهار اگر جاودانگی ست.

هر کجا از آب نشانی باشد
هر کجا نسیمی در گذر باشد
سپیداری آنجاست.


........

دلم گرفته است.
به پایان می اندیشم
و به لحظه ای که دوباره تو را ببینم.
تو نیستی
و میدانم که من هم
روزی به ابدیت کوچ خواهم کرد....

نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
پیوندها
بلاگفا
خزان
راوی(حسین شکر بیگی)
م.خ
دل كاكتوس
آرمان سرخ
پ.ن
کلمات از من حساب می برند(حسین شکربیگی)
باغ مخفی
آیینه
گویا التیام زخم هایم را گم کرده است
honey
نیمه گمشده
نت سکوت
خط سوم
پرنده
درد دل کلاغ سیاه
شب رنگ
سکوت
بوی خاک
کلاغستان
بالاتر از سياهي
تمنای نو بهار
خنیاگر باد
آسمان و ریسمان(فواد.ف)
دهلیز
ديد هفتم
نامه ارداویراف
مصلوب
سوشيانت
پاييز زاد
چیزی شبیه زندگی
دستمال کاغذی
دل خون مرده من زجر میخرد
سنگ کاغذ قیچی
پشت دیوار سکوت
Photo Space
ali
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM